دوستان! نظرتان درباره ی این روایت چیست؟
عبدالله بن ابى يعفور گويد:
به امام صادق عليه السلام گفتم: من با مردم رفت و آمد دارم. بسيار در شگفتم از گروههايى كه ولايت شما را قبول ندارند و از فلان و فلان پيروى مىكنند ولى امانت دار، راستگو و با وفا هستند اما گروههايى كه ولايت شما را دارند، آن امانتدارى، وفا و راستگويى را ندارند!
حضرت امام صادق عليه السلام راست نشست و به من چون فردى خشمگين رو كرد و سپس فرمود: دين ندارد كسى كه ولايت امام ستمگرى را كه از سوى خدا نيست، بپذيرد و ملامتى نيست بر كسى كه ولايت امام عادلى را از سوى خدا بپذيرد.
گفتم: اينان هيچ دين ندارند و هيچ توبيخى هم بر آنان نيست؟
حضرت فرمود: آرى، آنان دين ندارند و توبيخى بر آنان نيست.
سپس فرمود: آيا به فرموده خداوند گوش ندادهاى كه: خداوند، ولىّ و سرپرست كسانى است كه ايمان آوردهاند؛ آنها را از ظلمتها به سوى نور بيرون مىبرد؟ آنان را از ظلمتهاى گناهان به نور توبه و آمرزش بيرون مىبرد؛ [و آن] به دليل دوستى اينان با هر امام عادلى است كه از سوى خداست. خداوند فرمايد: كسانى كه كافر شدند، اولياى آنها طاغوتها هستند كه آنها را از نور به سوى ظلمتها بيرون مىبرند.
عبداللهبنابى يعفور گويد: پرسيدم: آيا منظور خداوند از اين آيه، كفّار نيست وقتی دارد مىگويد: "كسانى كه كافر شدند"؟!
حضرت فرمود: چه نورى براى كافر است در زمانى كه كفر دارد تا او را از آن بيرون آورند و به سوى ظلمتها ببرند؟ تنها منظور خدا اين است كه اينان بر نور اسلام بروند ولى چون ولايت هر امام ستمگرى را كه از سوى خدا نبود پذيرفتند، به دليل ولايت آنان از نور اسلام به تاريكىهاى كفر در آمدند و در نتيجه خداوند به همراه كفّار، آتش را براىشان مقرّر ساخت و فرمود: آنان اهل آتش اند و هميشه در آن خواهند ماند.
منابع فقه شيعه (ترجمه جامع أحاديث الشيعة)، ج30، ص1087، باب 7: ادلّه ی اثبات كفر و ارتداد
این وبلاگ روزگاری مال برو بچه های دوره 19 دبیرستان علوم ومعارف اسلامی شهید مطهری (ره) بود!