اصل حرف این است: "مختار تسلیم شد یا نشد"
اگر در یک پست جدید می نویسمش بخاطر این است که در صفحه ی نظرات امکان پیست کردن وجود ندارد. اگر کسی کمکی می تواند بکند که من مطالبی را که در ورد نوشته ام بتوانم در بخش نظرات پیست کنم، این کار را بکند. هر چند بد هم نیست یه مقدار تعداد پست های وبلاگ زیاد بشود!
سلام
اولا خوشحالم که ادبیاتتان عوض شد ولی (اگر شما دقیقاً همان کسی هستید که نظرات اول و دوم را هم درج فرموده)، اگر این ادبیات زودتر و قبل از مقابله به مثل من تغییر می کرد، خوشحال تر هم می شدم!
در هر صورت امیدوارم جسارت های قبلی و آتی من را ببخشید؛ به هر حال من شما را نمی شناسم و به همین خاطر در باز کردن چاک دهان کمتر از حضرتعالی معذوریت دارم!
من شماره ای پاسخ نمی دهم، چون امکان سوء فهم را بالاتر می برد به نظر من. آقای رحیم پور در ورودی سایتش جمله ی جالبی نوشته است. نوشته: در اینجا برای چند دقیقه به پرسش های مشترک می اندیشیم و احرام تفکر می بندیم؛ بعد از همدیگر می پرسیم «من آنچه را که تو گفتی شنیدم؛ آیا تو نیز آنچه را که من گفتم شنیدی؟».
نکته اینجاست که به نظر من اگر بخواهیم از همدیگه سوتی بگیریم، هیچ وقت به نتیجه نخواهیم رسید. من گفتم که اون تیکه ی اول مقاله، تیکه ی اضافه ای است و احتمالاً اگر آقای جوادی یگانه بعد از گذشت مدّتی از آن قسمت که مختار تسلیم عمرو بن حریث شد، این مقاله را می نوشت، احتمالاً آن تیکه را دیگر نمی نوشت. چون او نمی خواسته بگوید "سریال اشتباه نشان داده و مختار اینی که سریال نشان داده، نبوده است." نه؛ او می خواسته بگوید همین مختاری که سریال نشان داد، همین مختار، برای ما شخصیت الگویی نیست و او هم جزء افرادی بوده که اشتباه کرده اند. اگر آن نقل قول را از منابع تاریخی که بعضی هاش هم منابع سریال بوده، کرده است، به این خاطر بوده که این مقاله بعد از آن قسمتی که مختار تسلیم شد، نوشته شد اما آن قسمتی که مختار نزد ابن زیاد برده شد و... که ادامه ی ماجرا بود، در قسمت بعد نمایش داده می شد. نویسنده ی مقاله که مقاله را در فاصله ی بین این دو قسمت نوشته، می خواسته اول کلّ ماجرا را نقل کند، بعد بگوید "آیا چنین شخصیتی واقعاً قابل افتخار است؟" و ادامه ی حرف ها. بنابراین منظور این نبوده که به آن منابع استناد کرده باشد. (این پاسخ به نکته ی چهارمتان بود)
حالا شما یا می خواهید بگویید که "سریال اشتباه کرده و ماجرا اینطور نبوده که سریال نشان داده است و منابع تاریخی گفته اند." که در این صورت باید همه ی مستندات خود را بیان کنید. چرا چنین عقیده ای دارید؟ داستان اگر اینجوری نبوده، چه جوری بوده است؟
یا اینکه نه، با نقل سریال موافقید و با این حال، عمل مختار را قابل دفاع می دانید.
شما می پذیرید که مختار در زندان بوده و نیز این را که مختار کیّس بوده است را هم تأیید کرده اید؛ اینها برای من این معنا را دارد که شما نقل سریال را مبنی بر اینکه « مختار –چون خیلی کیّس بوده- تسلیم عمرو بن حریث شده و به زندان رفته و در هنگام شهادت امام حسین در زندان بوده است» را قبول دارید. اگر اینطور است، دیگر اینکه "شما هم به سریال انتقاداتی دارید"، جایی در این بحث ندارد و به من مربوط نمی شود. اگر شما این را قبول دارید، تمام است و باید پاسخ دهید که چرا مختار کاری را انجام داد که امام حسین (دقیقاً در همان شرایط و تنها چند روز بعد) کاملاً خلاف آن را انجام داد؟ او تسلیم شد و امام حسین تسلیم نشد! من واقعاً متوجه نمی شوم اینکه مختار در زمان حادثه ی کربلا در زندان بوده چه اهمیتی دارد وقتی خودش خواسته است که در زندان باشد (با تسلیم شدنش). ابن زیاد خیلی به او لطف کرده که او را نکشته است. یعنی واقعاً مختار وقتی تسلیم می شد، فکر این را نمی کرد که حداقل کاری که با او می شود، زندان است؟! دعوا اصلاً سر این نیست که مختار در زمان حادثه کجا بوده؛ بلکه دقیقاً سر این است که اصلاً چرا باید تسلیم می شد؟
اما اگر این نقل را قبول ندارید و می گویید اصلاً مختار تسلیم نشده است، باید مستندات خود را ارائه کنید. (که در این صورت شما از مهمترین منتقدان سریال خواهید بود؛ چرا که اصلاً نقل سریال را قبول ندارید.)
این از اصل حرف.
اما حواشی:
- ببینید؛ من هیچوقت نگفتم که «هیچ مهم نیست که چه کسی حرف می زند و فقط خود حرف مهم است.» معلوم هم هست که می فهمم که حرف امام صادق با حرف من فرق می کند؛ دلیلش هم فقط «شخص گوینده» است. من هیچوقت چنین حرفی را نزدم؛ چرا خلط مبحث می کنید؟
شما گفتید که من صلاحیت ندارم در این مورد حرف بزنم چون علم رجال و درایه و تاریخ و چه و چه نخوانده ام. من هم گفتم پس شما هم باید خودتان را معرفی کنید و بگویید چقدر رجال و درایه و تاریخ و... خوانده اید؛ و گرنه شما هم صلاحیت حرف زدن ندارید. همین! اون شماره ی 2، نتیجه ی شماره ی 1 بود؛ اینها دو تا حرفِ جدا از هم نبود که شما بخواهید به هر کدامشان یک جواب بدهید.
الآن شما می گویید: تنها در حدّ خودتان تتبّعی در کلام اهل فضل کرده اید. خب من هم در حدّ خودم تتبّع کرده ام؛ اگر شما صلاحیت دارید حرف بزنید، من هم دارم و اگر من ندارم، شما هم ندارید! خلاص! من هم هیچوقت اظهار فضل نکردم. من فقط گفته ام اگر مختار همینی بوده که سریال نشان داده، تفاوت زیادی با من نداشته است! من نمی دانم برای این حرف چه صلاحیتی آخه لازم است آدم داشته باشد!
- از این جمله تان هیچی سر در نمی آورم: «امامقامی که آن جناب هم شاملش می شود،فقط شامل ایشان نیست،بلکه باتوجه به کلام امیرالمومنین سلام الله علیه که فرمودند:(لایلحقهم لاحق ولایسبقهم سابق)والتفات به نکاتی درباب عالم ذر،شامل همه ی مامی شود.» اگر توضیح بیشتری ندارید، «اجازه بدهید من قانع نشم!»
- نکته ی بسیار مهم دیگر این است که واقعاً چرا من باید قبول کنم که حدیث «و من تخلف لم يبلغ مبلغ الفتح والسلام.» از احادیث صعب و مشکل است، بعد آن احادیث «بشارت حضرت مولا مبنی بر انتقام از قتله ی کربلا» (که شما حتی این زحمت را به خودتان نمی دهید که آنها را نقل کنید)، از احادیث صعب و مشکل نیستند؟
من نمی دونم چرا شما آخوندها اینطوری اید آخه؟ خودتون رو مرکز عالم تصور می کنید، بعد هر چیزی که برای شما فهمش راحت بود، از «محکمات» است؛ هر چیزی که برای شما سخت بود، از «متشابهات» و موارد «صعب» است!
سؤال من به شکل دقیق این است که مبنای محکم و متشابه بودن چیست؟ چه کسی مشخص می کند که چی محکم است و چی متشابه؟
- این حرف را که آقای خویی و علامه امینی و غیره، همه ی احادیثی را که ذمّ مختار آمده است را ضعیف دانسته اند، لطفاً از روی کتابهایشان با ارجاعات درست (مشخص کردن کتاب، جلد و صفحه) نقل بفرمایید.
- روایت «بشارت حضرت مولا» تان را هم لطفاً با ذکر صفحه نقل کنید.
این وبلاگ روزگاری مال برو بچه های دوره 19 دبیرستان علوم ومعارف اسلامی شهید مطهری (ره) بود!